هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

416

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

كند و در اين نوشته آنچنان تضمينهاى سفت و سختى را معين كرد كه خدا هم از بندگانش نگرفته است و عده‌اى از مهاجرين و انصار نيز به عنوان شاهد و گواه بر اين پيمان ، شهادت دادند و بدين ترتيب ، مسلمانان از وى دست برداشتند و بدين اميد كه به وعدهء خود وفا كند ، بازگشتند . عثمان در اين فاصله ، آماده كارزار مىشد و سلاح تهيه مىديد و به تعبير الخطيب در كتاب خويش ، على بن ابى طالب ، از بردگان الخميس ، به سربازگيرى پرداخت . وقتى مهلت سه روزه پايان يافت و اوضاع همچنان قبل بود و هيچ چيز عوض نشده بود و هيچ كارگزارى از آنها كه خواهان عوض كردنش بودند عوض نشده بود مردم به شورش پرداختند و عمرو بن خرم انصارى خارج شد و به اهل بصره و كوفه كه در ذى خشب گرد آمده بودند رسيد و جريان را با ايشان در ميان گذاشت و به اتفاق آنها وارد مدينه شد و فرستاده‌اى را نزد عثمان فرستادند تا به او بگويد : مگر نه اينكه ما ترا به اين شرط كه توبه كرده‌اى و از هر آنچه نمىپسنديديم دست كشيده‌اى و با خدا در اين مورد پيمانمان بستى . مهلت داديم ؟ گفت آرى من بر عهد و ميثاق خويش هستم . گفتند پس اين نوشته‌اى كه ما با فرستاده‌ات ديده‌ايم چيست ؟ آنها فرستاده عثمان به كارگزارش در مصر را دستگير كرده بودند كه همراه خود نامه‌اى داشت كه در آن كارگزار را فرمان مىداد كه گردن عده‌اى از رؤساى كوفه و بصره را بزند . همچنانكه در مرتبهء قبل نيز كه به سازش آنها انجاميد نزد فرستاده‌اش نوشته‌اى را يافته بودند كه طى آن به عامل خود در مصر دستور داده بود محمد بن ابى بكر را به قتل برساند در اين مرتبه نيز همان گونه كه مورخين حكايت كرده‌اند بواسطهء امير المؤمنين به آنها قول داده بود آنچه را كه مىخواهند به ايشان بدهد . عثمان در پاسخ گفت : من چنين كارى نكرده‌ام و هيچ اطلاعى هم از آنچه مىگوييد ندارم . گفتند قسم حضرت عباس را بپذيريم يا دم خروس را . ما فرستاده ترا ديده‌ايم كه سوار بر شتر تو و در دستش نامه‌اى از تو و با مهر تست . به ايشان گفت : شتر دزديده شده و خط هم كه مىشود مشابه باشد و در مورد مهر نيز بر آن نقش خورده است . گفتند : ما در مورد تو شتابزده عمل نمىكنيم اگر چه مىدانيم كار كار خود تست حال كارگزاران نابكار خود را بر كنار كن و كسى را بر ما بگمار كه با خون و اموال ما كارى نداشته باشد و ستمهايى را كه بر ما رفته است ، جبران كن . عثمان گفت : وقتى كسى را بر گمارم كه شما دوست داريد و هر كس را نپسنديد بر كنار كنم پس خودم